RSS

بایگانی ماهانه: ژوئن 2007

خوشحالم که کامپیوتری هستم


من خوشحالم از اینکه یک آدم سیاسی آن هم در ایران نشدم!
این مساله رو هم شاید مدیون خانواده ام و یا بهتر بگم … رشته ای بود که بیشتر اعضای خانواده یعنی دو خواهر و شوهر خواهرم … در آن به تحصیل پرداختند یعنی اقتصاد

شاید به دلیل حرف ها و بحث های خانوادگی بر سر میز ناهار یا بر سر تلویزیون آن هم در اخبار شامگاهی ساعت ده شب شبکه سه بود که بعضی بحث های مهم کشوری را به میزگرد خانوادگی می کشیدیم و خواهر ملبورنیم همیشه حرفهای جالبی داشت که باعث می شد منطق های ما از تحلیل ها و همینطور دیدگاه هایمان زمین تا آسمان تغییر کند.
من در زندگیم بیشتر گرایشات را مدیون همین خواهر ملبورنیم هستم
!!!به قول نوشته حامد قدوسی که در یک لیوان چای داغ می گوید :
خیلی از نحوه صرف کردن عمرم ناراضی نیستم ولی به طور مشخص از این که بخش از جوانیم را بر سر دغدغه های سیاسی و بازی با کلمات و نظریه های کم عمقی مثل راست سنتی و چپ مدرن به باد دادم متاسفم. پسرعمویی داشتم که یک نسل از من بزرگ تر بود و یک بار سال اول دانش گاه بهم گفت به جای تلف کردن وقتت با “عصر ما” و “مبین” و حرف های بی سر و ته سیاسی برو و موزه تماشا کن و تئاتر ببین. سال ها طول کشید تا بفهمم آن چیزی که ارزش وقت گذاشتن دارد موضوعاتی است که محور توجهشان
مساله انسان و موقعیت – احتمالا تراژیک- وجودی او” است و نه چیزهایی که می خواهند “دنیا و تاریخ و محیط حاکم بر انسان” را بالا و پایین کنند. هر چه بیش تر می گذرد بیش ترلمس می کنم که دنیای ساخته شده از آجرهای ادبیات و فلسفه و سینما و نقاشی و تاریخ و روان کاوی چه قدر عمیق تر و متنوع تر و رنگی تر و واقعی تر از دنیای سرد و کلیشه ای و تکراری سیاست و مخلفات آن است
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در ژوئن 19, 2007 در اجتماعی, روزمرگی, سیاست