RSS

بایگانی ماهانه: اوت 2008

چرا … چرا … چرا … ؟؟؟ چراگاه !!!


تا حالا به این جملات برخوردید؟

– چرا ما اینجا زندگی می کنیم؟

– چرا با ما اینجوری رفتار کردن؟

– چرا من از این شانس ها ندارم؟

– چرا من نمی تونم این کار رو بکنم؟

– چرا تبعیض ؟

چرا ……………………………………. ؟؟؟؟

برای سوالاتی که هر چند جوابی سخت و ناراحت کننده داره، اما جوابی می شه براش پیدا کرد !!!

و دیگه لازم نیست به کش دادن مساله و طرح سوالات دیگه ( برای اینکه نمی خوایم جواب رو قبول کنیم )

سوال کن، جواب رو بگیر و زندگی رو ادامه بده و یادت باشه،  که هیچ وقت یک جا درجا نزنی!!!

چون کله ات پر می شه از چراهای مختلف و می شه چراگاه

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در اوت 26, 2008 در اجتماعی, روانشناسی

 

هانی پوت در دانشگاه


دیروز جایتان خالی پرزنتیشین در باب هانی پوت داشتم در دانشگاه !

البته از همان دقایق اولیه با استاد که هی می پرید بین صحبت هام که مثلا نشون بده اونم تو حوزه امنیت شبکه واسه خودش کلی خودشه ، مشکل پیدا کردم که ول کن ماجرا نبود!! هی می خواست نشون بده خیلی می دونه!

خلاصه این استاد از همون شروع با واژه هکر ( تولید کننده و برنامه نویس ) و کرکر  ( خرابکار ) با ما چپ افتاد تا گیگ ها و در انتها که می گفت : » خوب هانی پوت ها رو چرا نمی یان تو فایروال ها قرار بدن؟ » !!!! حالا من بیست ساعت بشین توضیح بده که بابا این یه معماری هست و فقط و فقط برای افراد خرابکاره … اینجوری نمی فهمه کجا تو چاله ما افتاده و به قول معروف دشمن نامرئی برای افراد خرابکار و نفوذگر هست اما اگه مثلا بدونه فایروال مدل چیه، می دونه که باید به چه چیزی حمله کنه!

خلاصه ما هرچی منبع و سایت معرفی می کردیم که بابا جون به این دلیل حرف من دارای سند هست ایشون حرف خودش رو می زد، تازه آخرش گفت اینترنت هر کسی می تونه یه سایت درست کنه و چرت و پرت بنویسه !

در کل پرزنتیشن خوبی بود و من به یکی از ضعف هام پی بردم یعنی تندی در سخن
 
2 دیدگاه

نوشته شده توسط در اوت 22, 2008 در پرزنتیشین, روزمرگی