RSS

بایگانی ماهانه: سپتامبر 2008

دو مطلب ارزشمند ارزشمند


تو بلاگستان دو پست ارزشمند رو خوندم که دلم نیومد اینجا نذارم چون واقعا مطالب فوق العاده خوبی در این دو پست یافتم. که چیزی فراتر از به اشتراک گذاشتن در گوگل ریدر بود …

اولش در مورد اینکه چگونه می توانیم یک برنامه نویس خوب باشیم از وبلاگ جادی که واقعا مطلب فوق العاده قوی هست. و به تمام دوستان که دنبال اینن که ببین راه برنامه نویسی چیه می تونه بهشون کمک کنه و یه خط مش بهشون بده.

این پادکست به مصاحبه با برنامه نویس های خوب ایرانی که پروژه های بزرگی رو انجام دادن می پردازه … واقعا امیدوارم این سیستم ادامه پیدا کنه

دومش هم با نام آینده ایران، بن بست سیاسی و بنب اتمی که از وبلاگ هزاران نقطه هست. مطلب فوق العاده که ترجمه سخنرانی از کنث پولاک در مورد ایران و وضعیت اون هست این جناب Kenneth Pollack، رییس بخش تحقیقات مرکز سیاست های خاورمیانه و کارشناس امنیت ملی، امور نظامی و خلیج فارس است. برای هفت سال کارشناس نظامی خلیج فارس برای سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا، سیا، بوده کتابی ارزشمند به نام معمای ایران، Persian Puzzle هم نوشته که از مهمترین و جدی ترین کتاب هایی است که درباره ایران تا به حال درغرب نوشته شده است.

این مطلب هم فوق العاده است! کمتر مطلب به درد بخور و منتقد خوندم در امور سیاسی چون معمولا این مطالب با جنگ و جدل همراه هست و کسی نمی تونه منطقی حرف بزنه اما این مقاله کاملا منطقی به قضیه نگاه کرده و موضوعات رو مطرح کرده
Advertisements
 
۱ دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 29, 2008 در روزمرگی

 

بهترین زبان برنامه نویسی


شاید به دلیل مفت بودن برنامه (سی دی و دی وی دی رایتی برنامه های قفل شکسته ) و مهمتر از همه بالا بودن اندازی قسمتی از بشریت ایرانیان باشد که یاد گرفته ایم از زبانی استفاده کنیم که جمعا 3% استفاده جهانی دارد … تازه به جزء آن انقدر ما را تنبل بار می آورد که عادت خوب برنامه نویسی که یاد نمی گیریم هیچ! اسکلت بندی را نیز فراموش می کنیم و آجر ( کد ) را هرجوری خواستیم می گذاریم روی هم تا خانه ( برنامه ) بیاید بالا و در انتها فقط گچ بوری ( رابط کاربری ) را ردیف انجام می دهیم و آیفون تصویری می گذاریم!!! دلمان هم خوش است برنامه نوشتیم!!!

این نمودار جالبه! یادم نمی یاد از کجا برش داشتم! می گردم پیدا کردم لینکش رو براتون می ذارم

پیشنهاد می کنم برای اینکه دید روشنی در ارتباط با مسیر برنامه نویسی داشته باشید خط مشی را که اریک ریموند در مقاله چگونه هکر شویم می دهد دنبال کنید.

بخش اول مقاله

بخش دوم مقاله

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 23, 2008 در کامپیوتری

 

روانشناسی ارتباط با افراد


روانشناسی !!! یکی از مواردیست که فکر می کنم کلا بشریت زیاد بهش اهمیت نمی ده اما از موارد تاثیر گذار در زندگیشون هست. اگر شما در جایی مشغول به کار هستید، و دوست دارید ارتباط خوب با دیگران برقرار کنید پیشنهاد می کنم حتما این دو کتاب رو بخوانید.

کتاب رازهای نفوذ بر دلها، اثر برایان تریسی ( یکی از نویسندگان محبوب من ) است.

که توسط مهدی قراچه داغی به فارسی برگردان شده است. این کتاب با حجم کم صفحات ( 162 صفحه ) کاملا به درد آدم های پر مشغله می خورد.

در این کتاب شما با راهکارها و تکنیکهایی جهت هم صحبتی بهتر با دیگران آشنا می شوید.

کتاب بعدی، یکی از کتابهای بینظیریست که تا به حال در زمینه روانشناسی ارتباط با دیگران خوانده ام.

یشناسایی اشخاص در دیدارهای اول توسط لادن مطلبی پور در پنج فصل تالیف شده، که شامل موارد زیر می شود :

فصل اول : شناسایی خلق و خو و شخصیت بر مبنای ویژگی های کلامی و غیر کلامی رفتار…

فصل دوم : قیافه شناسی ، فصل سوم : خط شناسی، فصل چهارم : نقاشی ها و طراحی ها: زبان گویای روان آدمی، فصل پنجم : نظریه های گوناگون علمی پیرامون تیپ های شخصیتی

این دو کتاب به من برای ارتباط با دیگران بسیار کمک کرد، پیشنهاد می کنم شما هم این دو کتاب رو حتما مطالعه کنید

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 22, 2008 در کتاب, روانشناسی

 

فکر برتر!


در این پست مطلبی رو ارسال کرده بودم که تفاوت کشور های ثروتمند و فقیر رو توضیح می داد.

شاید اگر از خدا بپرسند که در چه مساله ای بنده هات و مخلوقاتت بهت نمی نالند و نمی گند خدایا این چی بود به ما دادی، تنها و تنها یک پاسخ می داد! و اون عقل بود.

در واقع همه فکر می کنند خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی از همه بیشتر می دونند و همینطور می فهمند.

این خصوصیت برای ایرانیان خیلی بیشتر به چشم می خوره! همه دکتر در تمام امور بیماری ها، اقتصاد دان و تحلیل گر اقتصادی و سیاسی و اجتماعی، تعمیرکار ماشین و …. هستند.

همه باید در مورد اموری نظر دهند، و به طرف مقابل دیکته کنند که چه راهی درسته و باید دنبال اون راه برود در غیر این صورت حتما حتما حتما شکست می خورد!

دنیای جالبیست ، همین آدم ها که مثلا من هر روز بدون هیچ استثنایی در تاکسی می بینم! به خوبی وضع مملکت رو گلایه می کنند و هی می نالند و بعد خود راننده تاکسی کسیست که قوانین راهنمایی و رانندگی را زیر پا می گذارد، مسافر یک کارمند اداره ایست که کار من و شما را به فردا می اندازد و یا برای مثال دیگر می توانم به خانواده و بستگان اشاره کنم، در زندگی زناشویی بسیاری دچار مشکلند و به تفاهم نرسیده اند، اما سه سوت به یک اشاره می شوند مشاور خانواده و شروع می کنند به نصیحت که اینکار را بکنید بهتر است آن را نکنید بهتر است، خلاصه اینکه همه خود را فراموش می کنند که چه کرده اند و چه رفتاری دارند می کنند … به قول قانون دمکراسی هرکاری من بکنم دیگران هم مجازن که انجام بدن و کسی نمی تواند گلایه داشته باشد که آی تو چرا فلان کار را می کنی …

در دنیا علایق مختلفی وجود دارد، مثل اینکه هر انسانی از رایحه یک عطر خوشش می آید، هر انسانی یک گلی را دوست دارد و یا یک لباس را …

و راه حلی که من انتخاب کرده ام و پیشنهاد می کنم شما نیز از این راه حل استفاده کنید و اگر پیشنهادی دارید در نظرات بگذارید تا این متن کامل تر شود.

1. به جای سوال و پرسجو از آدم های مختلف! آدمهایی که خود در زندگی دچار مشکلات هستند، از آدمهایی که به نظر شما بهترین مسیر را رفته اند پرسجو کنید، چون آدمهای شکست خوردن زیادند اما آدمهای موفق کم اند و آنها کارهایی را می کنند که آدم های شکست خورده انجام نمی دهند ( منظور از مشکلات در مورد اون مساله ای که شما نظر آنها را می خواهید، و به نظر شما رفتار و مسیری که شخصی که می خواهید نقطه نظر او را بپرسید منطقیست و درست رفته )

2. در صورت عدم یافت همچین شخصی به مشاور رجوع کنید، کسی که علم کاری که شما سوالات دارید را خوانده باشد و بتواند پاسخگوی شما باشد، برای مثال مشاور ازدواج برای ازدواج، مشاور خانواده در مورد مسائل خانوادگی، مشاور مدیریتی برای سوالات مدیریت شرکت، مشاور مالی برای سوالات مالی  و ….. )

3. به سراغ آدم هایی بروید که به شما انرژی مثبت می دهند. چرا؟ جواب بسیار ساده ای دارد، بسیاری از انسان ها یاد گرفته اند که فقط انرژی منفی بدهند با طرح سوالات مختلف ! و شما را تنها در منگنه قرار دهند، منظورم این است که به جای دادن راه حل و کمک به شما برای حل مساله ای که در آن قرار گرفته اید شروع می کنند به قول معروف به طرح سوالات اضافی تر!

مثل این کار خیلی سخته تاحالا همچین کاری رو کردی یا دیدی؟، این کار نشدنی من خودم چند نفر رو دیدم، تو خودت چند نفر رو دیدی؟، خیلی باید تلاش کنی همینطوری نمی شه و الی آخر

این سوالات و جملات رو شما هم می دونید و براتون از همه مهمتره و دارید سعی می کنید که طوری رفتار کنید که دچار این موارد نشید و خوب شنیدن این حرف ها هیچ سودی براتون نداره ! چون هیچ چیزی بهتون اضافه نمی کنه جزء استرس … پس در نتیجه سراغ کسانی برید که حسابی ازشون انرژی مثبت میگیرید. این رو یادتون باشه انسانهای بزرگ که هواپیما، برق، لامپ و … اختراع کردند کارهای غیر منطقی می خواستند انجام بدند در آن زمان !!! اما حال می بینیم که چقدر اون کارها منطقی بود و هست …. حتی به روزمره زندگیمون تبدیل شدند!!! پس امید و انگیزه مهمترین سوخت های شماست

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 7, 2008 در اجتماعی