RSS

بایگانی ماهانه: سپتامبر 2012

کتاب رایگان مدیریت دبیان!


خیلی وقت بود که یه کتاب خوب و جامع برای دبیان منتشر نشده بود. اما حالا این کتاب بی نظیر رو اینترنت قرا رگرفته تا علاقمندان به دبیان بتونن ازش استفاده کنند. برای دانلود این کتاب می تونید به این آدرس برید. http://debian-handbook.info/

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 29, 2012 در لینوکس

 

همه انسان اند و برابر اما بعضی انسان تر هستند


عنوان این مطلب فکر می کنم ماده یکی از قوانین موجود که توسط حیوانات وضع شده در کتاب قلعه حیوانات بود.

دارم ماجرای کتک زدن رامین مهمانپرست رو می بینم … صحنه ها تا حدود زیادی برام آشناست. خیلی فکر می کنم که کجا دیدمشون.

یاد لیبی می یفتم یاد دیدکتاتور لیبی. همون مردمی که از دست کشت و کشتار اون دست به قیام زدن بعد از به قدرت رسیدن دقیقا مثل دیکتاتور لیبی دست به جنایت می زنن و هر کاری که دوست دارند انجام می دن.

قضیه ما ایرانی هام همینه. همه امون شعارهای خوشگلی می دیم اما دقیقا جایی که هر کدوممون به قدرت برسیم رفتارهایی که یه عمری می گفتیم بده رو انجام می دیم. رفتارهایی که خودمون اونها رو نقد می کنیم و بعد اسم خودمون رو می ذاریم روشنفکر.

خلاصه که آدمی شخصیت جالبی داره در موقعیت که قرا رمی گیره کل حرفهایی که زده بوده رو زیر سوال می بره. و بعد به این نتیجه می رسه که آدم تره!!!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 27, 2012 در اجتماعی

 

مساله طلاق یا پایان رابطه دوستی پسر و دختر


در ایران جدایی چه در رابطه دوستی دختر و پسری( به شکل دوست دختر و دوست پسر ) که در رابطه با زندگی مشترک به نوعی فیلم هندیه.

یعنی چی، یعنی هی تموم می کنن ، یه طرف کم میاره دوباره رابطه رو شروع می کنه و دوباره دعواها و همه چیز روز از نوع و روزی از نوع.

اما خارج از اون گربه که یه زمانی ببر بوده … رابطه وقتی تمام می شه به خوبی تموم می شه و طرف به این یکی می گه اقا من نمی خوامت و خداحافظ، اگرم خیانتی یا چیزی اتفاق بیفته، طرف مقابل اشتباهش رو می پذیره و می گه من خودم رو اصلاح می کنم یا اگه نکنه که می ره با همونی که خیانت کرده. و طرف مقابل هم خیلی راحت می گه اوکی این نشد یکی دیگه یا اینکه اونم طرف مقابل رو وقتی می بینه تغییر کرده می بخشه و دوباره شروع می کنن به ارتباط برقرار کردن و اینبار سعی می کنن زندگیشون رو بهتر از قبل کنن.

یکی از نکات جالبی که اینور دیدم وقتی یکی بگه که دارم طلاق می گیرم یا اینکه طلاق گرفتم تنها سوالی که همه می پرسن اینه که بچه داری یا نداری؟ و اگه بگی دارم که می گن حالا چطوری به تفافق رسیدید سر بچه که هر دوتا براش وقت بذارید؟ که آسیب نبینه؟ و اگرم که بچه نداشته باشی که خیلی راحت می گن عیبی نداره ، امیدوارم بهترش رو پیدا کنی و تموم …

دیگه اینجور بحث ها که این اشتباهات رو بندازه گردن اون ، اون بندازه گردن این ….. از این جور بحث ها نیست. یه رابطه به هر دلیلی خوب پیش نرفته و تموم شده. اینجا کسی اصلا حاضر نیست که یک طرفه بشینه و حرفهای تورو بشنوه که چرا زندگیت خراب شده … نه! کسی اصلا اهمیت نمی ده … خراب شده دیگه حالا از این به بعد چطوری باید پیش بری؟

اما تو ایران مرد انقدر فضولن که همه گیر می دن چی شد؟ چرا اینجوری شد؟ چرا اونجوری شد؟ و تا مدت ها بعدش هم ول نمی کننت که همه اش می شینن باهات حرف می زنن که وای بابا طرف انقدر بی شعور بود لیاقتت رو نداره.

یا یه چیز جالبه دیگه در مورد اینجا بحث روابط هست. اگه مثلا بفهمن تو زندگیت مشکل داری ، نمی شینن فقط یه گوش باشن هیچی بت نگن! نه … بهت پیشنهاد می کنن که اینکار رو بکن زندگیت بهتر می شه یا اینکار رو که داری می کنی اشتباهه!!!

خلاصه … همه چیزش با ما ایرانی ها که فکر می کنیم خیلی بارمونه متفاوته.

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 14, 2012 در مهاجرت از ایران

 

بحث های روشنفکری به سبک ایرانی در اینور آب


در جمع هایی که در ایران بودم و با دوستان دور هم می شستیم و به خیال خودم حرفهایی می زدم و حرفهایی می شنیدم که یعنی من دیگر خدای فهم و شعور و شخصیت و بزرگی هستم و تمام آن جمع و آدماش همینطوری بودن. یعنی همه فکر می کردن خیلی از همه بیشتر می فهمن، این دنیا براشون کوچیکه و الی آخر. همه با دین مشکل داشتن ،همه با رفتار ایرانی ها در ایران مشکل داشتن و همه از وضع حکومت و نحوه حکومت داری مشکل داشتن، همه از حقوق کم زنان و اینکه زن ها باید بیشتر حقشون داشته باشن و آزادی بیان و الی آخر ….

خلاصه که همه چیز مشکل داشتن و اگه می خواستی نشون بدی که خیلی می فهمی باید همه اش گلایه می کردی. یعنی تو یه جمع بشینی از صبح تا شب از خدا بنالی که بابا این چه اسلامیه و یا همه یکی از کلاس کاریشون اینه که به خدا و پیغمبر و الی آخر فحش و بد و بیراه بگن و بعدم توجیه کنن که وای خدا ما رو آورده تو این دنیا فقط سرویس بشیم. یا جمع های هنرمندان و روشنفکر، شاعر و نویسنده که جای خودش داره که می خوان با رفتار و افکار و نوشته هاشون دنیا رو تغییر بدن و فکر می کنن خیلی گنده و بزرگن …

اما همین جمع ها همشون ( تا حالا من کسی رو ندیدم غیر این باشه ) وقتی به خلوت می روند همون شعارهاشون رو به گوه می کشن! فکر می کنم در ایران یه چیز مسخره ای باشه به نام توهم خوب بودن که همه می خوان نشون بدن خوب هستن، وای متفاوت هستن و الی آخر …

این مقدمه نسبتا طولانی شد … اما در این جا…

وقتی از ایران می زنی بیرون … جمع روشنفکری مثل ایران و چمیدونم فرهنگی وجود نداره !!!

می خوای به خدا گیر بدی؟ اوکی خیلی راحت بگو به خدا باور ندارم …

می خوای به مملکت گیر بدی که بده و چنان هست؟ چیزی نیست برای گیر دادن

می خوای گیر بدی که وای تفریح نیست؟ کلی تفریح سالم و راحت هست که ازش انرژی بگیری

می خوای گیر بدی زن برابریش کمه؟ که کاملا هم یکی و حقوق یک سانی دارن

و … و … و …

خلاصه در این سر دنیا و خارج از اون گربه که یه زمانی ببر بوده … بحث های الکی فرهنگی که فقط می خوای حرف بزنی و از همه چیز گلایه کنی وجود نداره … اینجا به معنی واقعا یاد می گیری زندگی کردن رو … چیزی که ما تو ایران واقعا یاد نگرفتیم …

می خوای بحث فرهنگی بکنی؟ نمی خواد حرفهای بی مورد در مورد حقوق زنان بزنی ، عوضش می تونی جستجو کنی و راه هایی که زنها می تونن زندگی بهتر داشته باشن رو بیای به زن ها معرفی کنی

می خوای به خدا گیر بدی، به بودن یا نبودن هستی؟ کسی خودش رو درگیر این چیزها نمی کنه، مردم اینجا یاد گرفتن که چطور در لحظه خوش باشن و از زندگیشون لذت ببرن، حالا خدا باشه یا نباشه چه فرقی می کنه به حالشون؟ کسی گوشش بدهکار نیست.

کار فرهنگی اینجا می تونه اطلاع رسانی در مورد بیماری ایدز باشه، یا روز محبت باشه که ملت همدیگر رو بقل کنن، یا می تونه بالا بردن آگاهی ها و اینجوری چیزها باشه که چطوری می تونیم زندگی خوشبخت تری  رو با دوست دختر یا پسر و یا همسرمون داشته باشیم … و یا حتی چطور می تونیم زندگی بهتری رو داشته باشیم و از زندگی لذت ببریم

کارفرهنگی می تونه اطلاع رسانی در مورد وضع کشورهای جهان باشه و راهکار دادن به کشورهای توسعه یافته که به این ها چطور باید کمک کنن. کارفرنگی می تونه کاهش درد باشه،

حتی آمریکاش که ملت فیلم ضد اسلام ساختن …  و دلیلم می یاره که اقا آزادی بیان دوست دارم اینکار رو بکنم، هیچ کس تو خود آمریکاش بهش گیر نمی ده! هیچ کسی راه پیمایی نمی کنه، هیچ کس نقد نمی کنه! چرا؟ چون می گه اقا بهش توجهی نمی کنم …  به همین راحتی از کنارش رد می شه ، که تا این اندازه که کارگردانشم دیگه جایی پیداش نمی شه و بازیگرش از ملت آمریکا عذر خواهی می کنه که چندتا آمریکایی اون سر دنیا به خاطر بازی اون تو فیلم مردن …

اینجا به معنی واقعی همه در لحظه زندگی می کنن! گذشته و خاطراتش وقتی در جمع می شینی برای لذت بردن و تعریف کردن هست و شاد شدن! در این سر دنیا همه دوست دارند که از زندگیشون لذت ببرند!

و هیچ کس، هیچ کس جنگ های درونی مردم ایران رو و جوون های ایرانی رو نداره … چون این مردم یاد گرفتن چطوری در لحظه زندگی کنن و واقعا زندگی کنن.

کسی جنگی با خدا و پیغمبر نداره، چون راحت انتخاب می کنه! اینجا کسی خدا رو سرزنش نمی کنه! چون دلیلی نداره و همه می گن همینی که هست! یادمه یه بار توی یه بار نشسته بودم و یه انگلیسی که مدیر ایجاد مسابقات ورزشی فوتبال تو مالزی بود اومد کنارم، عکس مادرش رو روی بازوش خالکوبی کرده بود و مادرش یه 7 سالی می شد که فوت کرده بود. بهش گفتم اون حتما اون بالا خوشحاله و تو بهشته! خیلی راحت بهم گفت من اعتقادی به خدا و بهشت ندارم اما می دونم مادرم داره نگام می کنه و لبخند زده!

به همین راحتی! به جای اینکه بیاد فحش و دری وری بگه به خدا که چرا در این سن کم مادرم رو از دست دادم! می گه اعتقادی ندارم … رهاش می کنه و هرچیزی که باور داره رو بهش فکر می کنه … جوری فکر می کنه که چطوری از زندگی می تونه لذت ببره  و استرس و حال بدی رو چطور از خودش دور کنه.

خلاصه این تفاوت ملت در بلاد کفره با ملت همیشه در صحنه و با شعور و متمدن ایرانی

البته یه نکته هم بگم ها یه سری روشنفکر خیلی روشنفکرم اینور آب داره! نمونه اش همین اپوزوسیون مخالف دولت و رژیم ایران! که مثل ایرانی هان!!! واقعا، 30 ساله حرفهای خوشگل خوشگل می زنن و الی آخر اما هنوز نتونستن سر یه میز بشینن و باهم حرف بزنن!!!

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 14, 2012 در مهاجرت از ایران

 

توهین و آزادی بیان و اعتراض! در باب فیلم محمد و خشم مسلمانان


در مورد آزادی بیان و الی آخر همیشه با خودم خیلی درگیر هستم. شاید به خاطر اینکه من همیشه می گم دیگه وقتی شروع به توهین اعتقادات یکی دیگه می کنی این اسمش آزادی بیان نیست.

از نظر من هیچ کس حق نداره به کسی در مورد اعتقاداتش توهین کنه. و همه آزاد هستند هر راهی که می خواهند بروند تا موقعی که به اعتقادات کسی توهین نکند.

اما این اتفاقات چند روزه اخیر در مورد فیلم محمد که به نوعی در عصر حاضر ما فیلم ضد اسلامیست مرا شگفت زده کرد!

هر دو طرف چه طرفی که این فیلم را ساخته و چه مسلمانان خشمگین اشتباه کرده اند.

طرفی که این فیلم را ساخت به این نکته پی نبرد که دارد به اعتقادات کسی توهین می کند و طرفی که دارد اعتراض می کند، کیلومترها با آمریکا فاصله دارد! یک جورایی دارند فقط تو سر خود می زنند!!! که چه؟ حتی شمایی که دم از مسلمانی می زنید، حضرت محمد این طوری رفتار نکرد، اگه حتی الگوی شما شخصی مثل محمد هست باید بدونید که چطور زندگی کرد!!! اون با محبت تونست بیاد و بعد از چند سال مکه رو فتح کنه بدون اینکه خون از دماغ کسی بیاد! شما که ماشاالله کاری نبود که نکنید…

خلاصه افراط کلا چیز بدیه …

 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 13, 2012 در اجتماعی

 

روز جهانی سلامت جنسی


14 سپتامبر روز جهانی سلامت جنسی هست.

این هم آدرس وب سایت سلامت جنسی

که جادی که در مورد این روز خوب توضیح داده.

 
2 دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 4, 2012 در مثبت ۱۸, اجتماعی