RSS

بحث های روشنفکری به سبک ایرانی در اینور آب

14 سپتامبر

در جمع هایی که در ایران بودم و با دوستان دور هم می شستیم و به خیال خودم حرفهایی می زدم و حرفهایی می شنیدم که یعنی من دیگر خدای فهم و شعور و شخصیت و بزرگی هستم و تمام آن جمع و آدماش همینطوری بودن. یعنی همه فکر می کردن خیلی از همه بیشتر می فهمن، این دنیا براشون کوچیکه و الی آخر. همه با دین مشکل داشتن ،همه با رفتار ایرانی ها در ایران مشکل داشتن و همه از وضع حکومت و نحوه حکومت داری مشکل داشتن، همه از حقوق کم زنان و اینکه زن ها باید بیشتر حقشون داشته باشن و آزادی بیان و الی آخر ….

خلاصه که همه چیز مشکل داشتن و اگه می خواستی نشون بدی که خیلی می فهمی باید همه اش گلایه می کردی. یعنی تو یه جمع بشینی از صبح تا شب از خدا بنالی که بابا این چه اسلامیه و یا همه یکی از کلاس کاریشون اینه که به خدا و پیغمبر و الی آخر فحش و بد و بیراه بگن و بعدم توجیه کنن که وای خدا ما رو آورده تو این دنیا فقط سرویس بشیم. یا جمع های هنرمندان و روشنفکر، شاعر و نویسنده که جای خودش داره که می خوان با رفتار و افکار و نوشته هاشون دنیا رو تغییر بدن و فکر می کنن خیلی گنده و بزرگن …

اما همین جمع ها همشون ( تا حالا من کسی رو ندیدم غیر این باشه ) وقتی به خلوت می روند همون شعارهاشون رو به گوه می کشن! فکر می کنم در ایران یه چیز مسخره ای باشه به نام توهم خوب بودن که همه می خوان نشون بدن خوب هستن، وای متفاوت هستن و الی آخر …

این مقدمه نسبتا طولانی شد … اما در این جا…

وقتی از ایران می زنی بیرون … جمع روشنفکری مثل ایران و چمیدونم فرهنگی وجود نداره !!!

می خوای به خدا گیر بدی؟ اوکی خیلی راحت بگو به خدا باور ندارم …

می خوای به مملکت گیر بدی که بده و چنان هست؟ چیزی نیست برای گیر دادن

می خوای گیر بدی که وای تفریح نیست؟ کلی تفریح سالم و راحت هست که ازش انرژی بگیری

می خوای گیر بدی زن برابریش کمه؟ که کاملا هم یکی و حقوق یک سانی دارن

و … و … و …

خلاصه در این سر دنیا و خارج از اون گربه که یه زمانی ببر بوده … بحث های الکی فرهنگی که فقط می خوای حرف بزنی و از همه چیز گلایه کنی وجود نداره … اینجا به معنی واقعا یاد می گیری زندگی کردن رو … چیزی که ما تو ایران واقعا یاد نگرفتیم …

می خوای بحث فرهنگی بکنی؟ نمی خواد حرفهای بی مورد در مورد حقوق زنان بزنی ، عوضش می تونی جستجو کنی و راه هایی که زنها می تونن زندگی بهتر داشته باشن رو بیای به زن ها معرفی کنی

می خوای به خدا گیر بدی، به بودن یا نبودن هستی؟ کسی خودش رو درگیر این چیزها نمی کنه، مردم اینجا یاد گرفتن که چطور در لحظه خوش باشن و از زندگیشون لذت ببرن، حالا خدا باشه یا نباشه چه فرقی می کنه به حالشون؟ کسی گوشش بدهکار نیست.

کار فرهنگی اینجا می تونه اطلاع رسانی در مورد بیماری ایدز باشه، یا روز محبت باشه که ملت همدیگر رو بقل کنن، یا می تونه بالا بردن آگاهی ها و اینجوری چیزها باشه که چطوری می تونیم زندگی خوشبخت تری  رو با دوست دختر یا پسر و یا همسرمون داشته باشیم … و یا حتی چطور می تونیم زندگی بهتری رو داشته باشیم و از زندگی لذت ببریم

کارفرهنگی می تونه اطلاع رسانی در مورد وضع کشورهای جهان باشه و راهکار دادن به کشورهای توسعه یافته که به این ها چطور باید کمک کنن. کارفرنگی می تونه کاهش درد باشه،

حتی آمریکاش که ملت فیلم ضد اسلام ساختن …  و دلیلم می یاره که اقا آزادی بیان دوست دارم اینکار رو بکنم، هیچ کس تو خود آمریکاش بهش گیر نمی ده! هیچ کسی راه پیمایی نمی کنه، هیچ کس نقد نمی کنه! چرا؟ چون می گه اقا بهش توجهی نمی کنم …  به همین راحتی از کنارش رد می شه ، که تا این اندازه که کارگردانشم دیگه جایی پیداش نمی شه و بازیگرش از ملت آمریکا عذر خواهی می کنه که چندتا آمریکایی اون سر دنیا به خاطر بازی اون تو فیلم مردن …

اینجا به معنی واقعی همه در لحظه زندگی می کنن! گذشته و خاطراتش وقتی در جمع می شینی برای لذت بردن و تعریف کردن هست و شاد شدن! در این سر دنیا همه دوست دارند که از زندگیشون لذت ببرند!

و هیچ کس، هیچ کس جنگ های درونی مردم ایران رو و جوون های ایرانی رو نداره … چون این مردم یاد گرفتن چطوری در لحظه زندگی کنن و واقعا زندگی کنن.

کسی جنگی با خدا و پیغمبر نداره، چون راحت انتخاب می کنه! اینجا کسی خدا رو سرزنش نمی کنه! چون دلیلی نداره و همه می گن همینی که هست! یادمه یه بار توی یه بار نشسته بودم و یه انگلیسی که مدیر ایجاد مسابقات ورزشی فوتبال تو مالزی بود اومد کنارم، عکس مادرش رو روی بازوش خالکوبی کرده بود و مادرش یه 7 سالی می شد که فوت کرده بود. بهش گفتم اون حتما اون بالا خوشحاله و تو بهشته! خیلی راحت بهم گفت من اعتقادی به خدا و بهشت ندارم اما می دونم مادرم داره نگام می کنه و لبخند زده!

به همین راحتی! به جای اینکه بیاد فحش و دری وری بگه به خدا که چرا در این سن کم مادرم رو از دست دادم! می گه اعتقادی ندارم … رهاش می کنه و هرچیزی که باور داره رو بهش فکر می کنه … جوری فکر می کنه که چطوری از زندگی می تونه لذت ببره  و استرس و حال بدی رو چطور از خودش دور کنه.

خلاصه این تفاوت ملت در بلاد کفره با ملت همیشه در صحنه و با شعور و متمدن ایرانی

البته یه نکته هم بگم ها یه سری روشنفکر خیلی روشنفکرم اینور آب داره! نمونه اش همین اپوزوسیون مخالف دولت و رژیم ایران! که مثل ایرانی هان!!! واقعا، 30 ساله حرفهای خوشگل خوشگل می زنن و الی آخر اما هنوز نتونستن سر یه میز بشینن و باهم حرف بزنن!!!

Advertisements
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در سپتامبر 14, 2012 در مهاجرت از ایران

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: