RSS

بایگانی دسته‌ها: سیاست

محسن رضایی، کسی که روی مد نیست!


mohsen_rezaei

دلم می سوزه برای مردمی که به مد رای می دن! نه به برنامه، امسال شروع خوبی بود  و امیدوارم که در سالهای آینده مردم ما یاد بگیرن که باید به برنامه اقتصادی رای داد. این شعار ها رو دارم می دم هرچند که خودم هنوز موندم برای رای نیاوردن احمدی نژاد باید به ناچار به موسوی رای داد. اما در کل دلم می سوزه … محسن رضایی در آمارها نشون می ده شانس خیلی کمی برای برنده شدن داره، اون هم فقط به خاطر اینکه روی مد نیست! راستی من نمی دونستم این آدم دکترای اقتصاد داره! خلاصه که برنامه خوبی داشتی آقای محسن رضایی حیف که روی مد نیستی ! اما این رو بدون که اگه رئیس جمهور بشی تنها کسی هستی که خیلی خیلی خوشحال می شم از اینکه رئیس جمهور شدی  چون برنامه اقتصادی قوی ای داری فقط حیف که روی مد نیستی! 8 سال جنگ و فرماندهی سپاه ( هرچقدر هم بعضی ها هزارتا چیز بگن ) اما در کل باعث می شه آدم عملگرا بشه و برنامه ریزی و پیاده سازی رو خوب یاد بگیره، سیاست بسیار قشنگی که حیف شد که نفهمیدی ملت ایران به کیفیت علاقه نداره بیشتر دنبال مد هست! اما خیلی خوشحالم که شما سند چشم انداز 20 ساله رو درست کردی، خوشحالم که تو کشورمون اونقدرم بدون متخصص نیستن جماعت و شوت نمی زنن!!! خلاصه رضایی دوست داریم ( :دی )
زندگی
محسن رضایی در دهم شهریور سال ۱۳۳۳ در حوالی مسجد سلیمان به دنیا آمد. نام اصلی او سبزوار رضایی میرقائد بود؛ اما از زمانی که به سال ۱۳۵۲ جهت تحصیل در رشته مهندسی مکانیک در دانشگاه علم و صنعت به تهران آمد و وارد مبارزات چریکی علیه سلطنت پهلوی شد، با نام مستعار محسن رضایی به فعالیت می‌پرداخت و زمانی که روح الله خمینی حکم فرماندهی سپاه را به نام محسن رضایی صادر کرد، او شناسنامهٔ المثنی گرفت که در آن نام خود را رسماً به محسن رضایی میرقائد تغییر داده بود.
در آن هنگام او از اعضای بلندپایهٔ گروه چریکی اسلامی منصورون بود. و از اعضای کلیدی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که پس از انقلاب ۵۷ با ائتلاف هفت گروه چریکی ایجاد شده‌بود.
mohsen_rezaei_sepah
فرماندهی سپاه در دوران جنگ
در سن بیست و هفت سالگی و در اولین ماه‌های جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۰، به فرمان روح الله خمینی به فرماندهی سپاه پاسداران ایران منصوب شد. روح الله خمینی حکم فرماندهی رضایی را با نام محسن رضایی صادر نمود و بعد از آن زمان بود که رضایی نامش را رسما به محسن رضایی قائد تغییر داد، شناسنامه المثنی گرفت. وی در دوران جنگ به عنوان فرماندهٔ ستاد کل نیروهای مسلح و به فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی برگزیده شد و این سمت را در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق برعهده داشت.
تحصیلات و سایر اقدامات
پس از پایان جنگ ایران و عراق، محسن رضایی تحصیلات مهندسی خود را نیمه کاره گذاشت و در رشته اقتصاد به ادامه تحصیل پرداخت. وی توانست دکترای خود را در این رشته از دانشگاه تهران دریافت نماید. وی در زمان فرماندهی سپاه پاسداران، دانشگاه امام حسین، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله و دانشکده فرماندهی سپاه را تأسیس کرد. در سال ۱۳۶۸ و پس از پایان جنگ، او «قرارگاه بازسازی خاتم النبیاً در سپاه پاسداران را راه انداخت و اجرای چند طرح عمرانی را زیر نظر دولت علی اکبر هاشمی رفسنجانی بر عهده داشت.
کناره گیری از فعالیت‌های نظامی و شروع فعالیت‌های سیاسی
محسن رضایی بعد از کناره‌گیری از فرماندهی سپاه پاسداران در سال ۱۳۷۶ از حضور در کلیه نیروهای نظامی کناره گیری نمود و وارد دنیای سیاست شد. در سال ۱۳۷۶ با حکم علی خامنه‌ای، به سمت دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب و به ریاست کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت برگزیده شد.  محسن رضایی در این سال‌ها فعالیتش را در مجمع تشخیص مصلحت نظام متمرکز کرده‌است. از کارهای او در این شورا می‌توان به نقش مهم او در تدوین سند چشم انداز بیست ساله ایران و نیز اصلاح قانون سرمایه گذاری خارجی در مجمع نشخیص مصلحت اشاره نمود.
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در ژوئن 10, 2009 در سیاست

 

چرا به کروبی رای خواهم داد؟


38

راستش من تا قبل یک هفته پیش، نظرم روی میرحسین موسوی بود اما پس از شنیدن حرفهای انتخاباتی و همینطور صحبت های انتخاباتیش در روز ثبت نام در 10 دوره ریاست جمهوری، دیدم حرفهاش همون ادبیات دوره خاتمیست.

من دنبال آدمی با روحیه خاتمی برای سیاست نیستم، من دنبال شخصی هستم که قدرت بیانش مانند احمدی نژاد باشه و اگه واقعا قراره تغییری اتفاق بیفته یک حال ردیف به جماعت راستی بده …

پس از اون با یه بررسی کوچیک دیدم بابا کروبی دور و ورش خیلی خیلی خیلی انسانهای بزرگی جمع شدن! که من یکیشون خیلی نظرم رو به خودش جلب کرد و اون دکتر نیلی یکی از بزرگترین اقتصاددان های ایران بود. همینطور دکتر سروش هم بیانیه رو در مورد حمایت از کروبی بیان کرده بود.

خلاصه باز آنچنان تمایلی نداشتم تا اسرار بانو ( آخه اون زودتر از من گرایش به کروبی پیدا کرده بود ) در جستجوی سایت کروبی بودم که ناگهان با چیزهای عجیب غریبی که فکر نمی کردم که مسئول بدونه اصلا اونها چیه ، چه برسه به استفاده اش روبرو شدم!

یک سر به سایت کمپین 88 بزنید! بلاگ ! آرشیو فایل های ویدئویی در یوتوب، فیس بوک، لیست کارها و برنامه ها در گوگل کلندر و یک نظر سنجی بی نظیر در سایت!

این اولین باره که می بینم یک نفر آدم های واقعا باهوش و کاری رو دور هم جمع می کنه و به جزء اون قدرت بیان فوق العاده ای داره و از هیچ چیزی ترس نداره!
 
2 دیدگاه

نوشته شده توسط در مه 26, 2009 در سیاست

 

خوشحالم که کامپیوتری هستم


من خوشحالم از اینکه یک آدم سیاسی آن هم در ایران نشدم!
این مساله رو هم شاید مدیون خانواده ام و یا بهتر بگم … رشته ای بود که بیشتر اعضای خانواده یعنی دو خواهر و شوهر خواهرم … در آن به تحصیل پرداختند یعنی اقتصاد

شاید به دلیل حرف ها و بحث های خانوادگی بر سر میز ناهار یا بر سر تلویزیون آن هم در اخبار شامگاهی ساعت ده شب شبکه سه بود که بعضی بحث های مهم کشوری را به میزگرد خانوادگی می کشیدیم و خواهر ملبورنیم همیشه حرفهای جالبی داشت که باعث می شد منطق های ما از تحلیل ها و همینطور دیدگاه هایمان زمین تا آسمان تغییر کند.
من در زندگیم بیشتر گرایشات را مدیون همین خواهر ملبورنیم هستم
!!!به قول نوشته حامد قدوسی که در یک لیوان چای داغ می گوید :
خیلی از نحوه صرف کردن عمرم ناراضی نیستم ولی به طور مشخص از این که بخش از جوانیم را بر سر دغدغه های سیاسی و بازی با کلمات و نظریه های کم عمقی مثل راست سنتی و چپ مدرن به باد دادم متاسفم. پسرعمویی داشتم که یک نسل از من بزرگ تر بود و یک بار سال اول دانش گاه بهم گفت به جای تلف کردن وقتت با “عصر ما” و “مبین” و حرف های بی سر و ته سیاسی برو و موزه تماشا کن و تئاتر ببین. سال ها طول کشید تا بفهمم آن چیزی که ارزش وقت گذاشتن دارد موضوعاتی است که محور توجهشان
مساله انسان و موقعیت – احتمالا تراژیک- وجودی او” است و نه چیزهایی که می خواهند “دنیا و تاریخ و محیط حاکم بر انسان” را بالا و پایین کنند. هر چه بیش تر می گذرد بیش ترلمس می کنم که دنیای ساخته شده از آجرهای ادبیات و فلسفه و سینما و نقاشی و تاریخ و روان کاوی چه قدر عمیق تر و متنوع تر و رنگی تر و واقعی تر از دنیای سرد و کلیشه ای و تکراری سیاست و مخلفات آن است
 
بیان دیدگاه

نوشته شده توسط در ژوئن 19, 2007 در اجتماعی, روزمرگی, سیاست